على محمدى خراسانى
166
شرح كفاية الأصول (فارسى)
تنبيه هشتم در تنبيه هفتم بحث كبروى داشتيم كه آيا اصل مثبت حجّت است يا خير ؟ و ثابت كرديم كه حجّت نيست . اينك در تنبيه هشتم بحث صغروى داريم ، به اين نحو كه مواردى به اتّفاق كلمه اصل مثبت است و جارى نمىشود مواردى هم به اتّفاق كلمه اصل مثبت نيست و جارى مىشود ؛ ولى مواردى پيش مىآيد كه محلّ نزاع است كه آيا اصل جارى در آنها اصل مثبت است يا خير ؟ در اين تنبيه سه مورد از اين مواردى را كه عمدتا محلّ نزاع فيما بين شيخ اعظم و مرحوم آخوند مىباشند ، ذكر مىفرمايند : مورد اوّل : در باب استصحاب موضوعى كه محور بحث اصل مثبت مىباشد ، گاهى اثر شرعى مستقيما و بلاواسطه بر خود مستصحب بار مىشود . چنين استصحابى حتما جارى است و اصل مثبت هم نيست : گاهى اثر شرعى به واسطه يك امر ديگرى كه در وجود خارجى مغاير با مستصحب است و به دو وجود موجودند و اتّحاد و حمل شايع ندارند . ) بر مستصحب مترتب مىشود . مثلا به واسطه لوازم يا ملازمات يا ملزومات كه هركدام غير از خود مستصحب مىباشند . اين همان اصل مثبت است كه در تنبيه هفتم گذشت . گاهى هم اثر شرعى به واسطهء يك عنوان كلّى كه قابل حمل و صدق و انطباق بر مستصحب است و با يكديگر در وجود خارجى اتّحاد دارند و لو مفهوما مغايرت دارند . ) مترتّب مىشود كه فعلا همين فرض مطرح است و پنج صورت دارد به اين نحو كه : يا آن عنوان كلّى ، از ذاتيّات اين مستصحب و فرد است و كلّى ذاتى و مقوّم است كه خود سه قسم دارد : 1 - تمام ذات شيئى كه نوع باشد ، مثل انسان نسبت به زيد .